|
امروز براي چكاپ 4ماه و نيمي دخملك رفتيم دكتر.خدا را شكر همه چيز خوب بود و چون وزن عسلكم به 2 برابر وزن تولدش رسيده بود قرار شد كه قطره مولتي ويتامين و آهن بخوره كه من از حالا موندم اگه بهش بدم وقتي دندوناش در بياد سياه ميشه يا الان تاثيري نداره.
به دكتر محترم گفتم كه خانوم خانوماي ما هميشه دستاش تا مچ تو دهانش هست و اگه يادش بره دست بخوره شروع به ميك زدن لباش ميكنه.آقاي دكتر هم فرمودند كه اين فسقلي از خوردن بساير لذت مي بره و اصلا منعش نكنم و چون اين كارها را مي كرد دخملكمون از امروز غذا خور شد.بله هلن خانوم هم اومد قاطي غذا خورهاااااااااااااااااااااااااااااااا.طبق دستور يك روز فرني و يك روز حريره بادام به ميزان 20 سي سي در روز و به جاي يك وعده شير. البته فعلا آبميوه و بقيه چيزها اكيدا ممنوع .خلاصه كه بنده عين نديد بديدها همش ميرم سراغ كمدش و به قابلمه هاي غذاش نگاه مي كنم و همش دعا دعا مي كم زودتر فردا بعداز ظهر بشه و اولين غذاي دخملك را بدم.
تو اين هفته ايي كه گذشت پرنسس ما چند كار جديد هم كرد.وقتي خوابش بياد يه شست دستشو ميك مي زنه و با دست ديگه اش روي چشمشو مي پوشونه كه تاريك بشه و خوابش ببره يا اگه از دستش استفاده نكنه پيش بندشو مي اندازه رو ي صورتش.
كار بعدي اينه كه خانوم خانوما را صاف مي خوابونم روي زمين تا بازي كنه وقتي برمي گردم مي بينم خودشو كج كرده.قشنگ ي45 درجه روي زمين يا تختش مي چرخه.خدارحم كرده كه تختش حفاظ داره وگرنه كه خانومي كله پا ميشد.
امروز آقاي شيك رفت و چند تا از كارتون هاي قديمي زمان بچگيمون را خريد.الان هم كارتون بامزي را گذاشته.يادتونه بامزي كوچولو را .همون خرس كوچولوه كه عسل مي خورد و قوي ميشد. من دارم ميرم كارتون ببينم و كيف كنم. هم جاي همه شما را هم با همه خاطره هاي اين كارتون هاي قشنگ خالي ميكنم و هم به جاي هلن خانوم كارتون مي بينم.
|