تبليغاتX
من و يه آقاي شيك
من و يه آقاي شيك

من و آقای شیک در سال 80 با هم پیمان ازدواج بستیم


امروز براي چكاپ 4ماه و نيمي دخملك رفتيم دكتر.خدا را شكر همه چيز خوب بود و چون وزن عسلكم به 2 برابر وزن تولدش رسيده بود قرار شد كه قطره مولتي ويتامين و آهن بخوره كه من از حالا موندم اگه بهش بدم وقتي دندوناش در بياد سياه ميشه يا الان تاثيري نداره.

به دكتر محترم گفتم كه خانوم خانوماي ما هميشه دستاش تا مچ تو دهانش هست و اگه يادش بره دست بخوره شروع به ميك زدن لباش ميكنه.آقاي دكتر هم فرمودند كه اين فسقلي از خوردن بساير لذت مي بره و اصلا منعش نكنم و چون اين كارها را مي كرد دخملكمون از امروز غذا خور شد.بله هلن خانوم هم اومد قاطي غذا خورهاااااااااااااااااااااااااااااااا.طبق دستور يك روز فرني و يك روز حريره بادام به ميزان 20 سي سي در روز و به جاي يك وعده شير. البته فعلا آبميوه و بقيه چيزها اكيدا ممنوع .خلاصه كه بنده عين نديد بديدها همش ميرم سراغ كمدش و به قابلمه هاي غذاش نگاه مي كنم و همش دعا دعا مي كم زودتر فردا بعداز ظهر بشه و اولين غذاي دخملك را بدم.

تو اين هفته ايي كه گذشت پرنسس ما چند كار جديد هم كرد.وقتي خوابش بياد يه شست دستشو ميك مي زنه و با دست ديگه اش روي چشمشو مي پوشونه كه تاريك بشه و خوابش ببره يا اگه از دستش استفاده نكنه پيش بندشو مي اندازه رو ي صورتش.

كار بعدي اينه كه خانوم خانوما را صاف مي خوابونم روي زمين تا بازي كنه وقتي برمي گردم مي بينم خودشو كج كرده.قشنگ ي45 درجه روي زمين يا تختش مي چرخه.خدارحم كرده كه تختش حفاظ داره وگرنه كه خانومي كله پا ميشد.

 

امروز آقاي شيك رفت و چند تا از كارتون هاي قديمي زمان بچگيمون را خريد.الان هم كارتون بامزي را گذاشته.يادتونه بامزي كوچولو را .همون خرس كوچولوه كه عسل مي خورد و قوي ميشد. من دارم ميرم كارتون ببينم و كيف كنم. هم جاي همه شما را هم با همه خاطره هاي اين كارتون هاي قشنگ  خالي ميكنم و هم به جاي هلن خانوم كارتون مي بينم.


یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  توسط ساناز  |

 


من ساناز هستم .در آذر ماه 1380 با آقای شیک ازدواج کردم.تو این وبلاگ از خاطرات خوشی که با همسر عزیزم در زندگی دارم می نویسم تا هیچوقت فراموش نکنم که چقدر همدیگر را دوست داریم . 2 دی ماه 1387 برامون همیشه جاودانه شده چون خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرده تا به زندگیمون رنگ و بویی تازه بده .وجود دخترم هلن برکت زندگیمون شده و ما با نگاه کردن به او می فهمیم که زندگی چقدر زیباست و ما چقدر خوشبخت هستیم.امیدوارم خدا به مدد خودش عشقمون بهم را هر روز بیشتر و بیشتر کنه.
عکس هلن نازم در 5 ماه و 1 هفتگی .


 

 

**نیما شیر پسر
بهشت کوچکی به نام خانه ما
خاتون عزیز
مطبخ خاله خانوم
یه وبلاگ خوشمزه
سايت آشپزي
خاطرات زايمان
ني ني سايت
مامي سايت
ني ني به به
سايت كودكان
كودك شيرين من(وبلاگ آموزشي)
شهرزاد(راهنماي پدر و مادرها)
آشپزي براي كودكان
**عسل بانو و امير سام كوچول موچولو
مامان شب تاب و ني ني جون
ري را جون
مامان روشن و هليا خوشمله
نوشته هاي من براي غنچه كوچكم( گلي بانو)
**مامان سارا و آرشيدا نانازي
خانواده كوچك من(ساناز بانو)
يه جاي دنج
مامان نازي و جوجه كوچولوش
مامان پرستو و درسا ناناز
مامان الميرا و ويونا نانازي
**مامان آزيتا و سوشيانس گل
مامان ليلا و آراد كوچولو
مامان دردانه و كيان كوچولو
خاله هستي
مامان پروين و كياراد كوچولوش
كياراد كوچولو ( اختصاصي)
گوبولي و پسر كوچولوش
مامان هاله و ارشيا گلي
فاطمه جون(پرچين خيال)
مامان بهاره و نيكان كوچولو
مامان مهسا و ملينا نانازي
مامان مريم و امير فربد گل
مامان نگار و الينا نانازي
مامان الهه و آنيتا ناناز
مامان عسل و رادين كوچولو
مامان بهاره و امير كوچولو
مامان شهناز و عبدالرحمن و عامر خوشمله
مامان مهسا و ترمه نانازي
مامان سوده و ايلياي ماماني
سرزمين من( D&d)
الهام بانو
سپيده بانو
مامان فيروزه و آرين كوچولو
مامان گلبانو و شازده پسمل
مامان سمانه و رونيكا نانازي
ني ني نازي( صبا جون)
تراوشات يك مغز خالي(فاطمه جون)
مكاپ ( فاطمه گل)
تمام آچه دوست مي دارم( رز عزيز)
مامان بزرگ و بابا بزرگ نيكا كوچولو
ني ني آرتين
مامان ليلي و آراز قهرمان
مامان سحر و تنديس نانازي
هلن عروس هيتاسب
ماماني و غزل خوشمله
مامان فريبا و ايليا توپولي
الناز (آواز دهل)
يك زندگي تازه
مامان توت فرنگي و عسل کوچولو
خاطرات من و همكارانم در اداره
مامان آزاده و ماهان كوچولو
مامان مونا و رادين كوچولو
چهل قصه
فاطمه بانو (گاهی در شب)
مامان نازي و ني ني تو راهي
دختر شيرين ما
مادر خانومی و ملوسک خوشگل

 

 

 

 

RSS 2.0