تبليغاتX
من و يه آقاي شيك
من و يه آقاي شيك

من و آقای شیک در سال 80 با هم پیمان ازدواج بستیم


ميگن آدم از هر چي بترسه سرش مياد ، بد نگفتند.حالا شده جريان من.نه اينكه از واكسن زدن دخملك  و  درد و تب بعدش  هميشه ترسيدم ، هميشه هم اين روزا برام عذاب آور گذشته.پنجشنبه پروژه واكسن زدن انجام شد و دخملكم تا ديشب تب داشت.البته خدا را شكر دردش از دفعه قبل خيلي كمتر بود اما امان از تب كه تا آخر شب ديشب دست از سرمون برنداشت و دخملكم كلي بي حال شد و نق نق كرد.گرچه اين وروجك خانوم ما تو چند دقيقه ايي كه تبش پايين ميومد آنقدر شيطنت مي كرد تا دوباره تبش مي رفت بالا.خلاصه كه همش پاشوره اش كرديم و قطره استامينوفن بود كه به زور به خوردش مي دادم.من نمي دونم يكي نيست به اين توليد كننده هاي مواد دارويي بگه آخه خودت يه ذره از اين داروها خوردي.مزه زهر مار ميده.ناسلامتي  قراره اين دارو ها را بچه هاي كوچيك بخورن نه آدم بزرگا.نمي كنند حداقل يه اسانسي ، چيزي بهش بزنند كه يه خورده مزه اش قابل تحمل تر بشه.آنقدر بد مزه هستند كه تا مي ريزي تو دهان بچه يا از تلخيش گلاب به روتون بالا ميارن يا تا روتو برمي گردوني تفش مي كنند بيرون.ما كه در راستاي كارهاي واكسن زني پورژه لباسشويي 6 ساعت به 6 ساعت هم داشتيم.از بس كه لباس هاي خانوم خانومامون از رنگ استامينوف تف كرده نارنجي ميشد.اما خدا رو شكر امروز ديگه دارم بعد از 2 روز سخت نفس مي كشم و هلنم هم آنچنان مشغول آواز خوني توام با دست ميك زدنه كه با دنيا و كائناتش كاري نداره.

 

يه سوال بارم پيش اومده.همه بچه ها آنقدر عجول هستند يا شاهزاده خانوم من اينجوريه.جديدا گير داده كه همش يا بشينه يا رو پاهاش وايسته.وقتي گريه مي كنه يا نق مي زنه فقط با اين دو كار آروم ميشه .بعدش هم مگه جرات داري بخوابونيش.قيامت مي كنه تا دوباره به حالت اول برش گردوني.به نظر شما از الان اين كارا را كردن بهش فشار نمياره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته كاراي جديد ديگ هايي هم مي كنه.مثلا با اينكه 24 ساعت يا داره شير مي خوره يا دستشو ميك مي زنه اما جديدا لبهاشو هم ميك مي زنه.هر كاري هم مي كنم كه پستونك بگيره تا لباشو ميك نزنه فايده ايي نداره.

خلاصه كه سرمون حسابي به دخملك و كارهاش گرمه.يعني اينكه به عبارت صحيح تر ، حالا حالا ها سر كاريم.

راستي سايت آپلود عكس free2freeجديدا فيلتر شده.كسي يه سايت خوب ديگه  كه تو ايران هم جواب بده ميشناسه.لطفا معرفي كنيد.فعلا اگه بشه يه عكس از 4 ماهگي عروسكم از سايت تايني پيك آپلود ميكنم تا سايت ديگه ايي را پيدا كنم.اميدوارم بتونيد ببينيد.

 


شنبه پنجم اردیبهشت 1388  توسط ساناز  |

 


من ساناز هستم .در آذر ماه 1380 با آقای شیک ازدواج کردم.تو این وبلاگ از خاطرات خوشی که با همسر عزیزم در زندگی دارم می نویسم تا هیچوقت فراموش نکنم که چقدر همدیگر را دوست داریم . 2 دی ماه 1387 برامون همیشه جاودانه شده چون خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرده تا به زندگیمون رنگ و بویی تازه بده .وجود دخترم هلن برکت زندگیمون شده و ما با نگاه کردن به او می فهمیم که زندگی چقدر زیباست و ما چقدر خوشبخت هستیم.امیدوارم خدا به مدد خودش عشقمون بهم را هر روز بیشتر و بیشتر کنه.
عکس هلن نازم در 5 ماه و 1 هفتگی .


 

 

**نیما شیر پسر
بهشت کوچکی به نام خانه ما
سایت اختصاصی مهدی وجدانی
خاتون عزیز
مطبخ خاله خانوم
یه وبلاگ خوشمزه
سايت آشپزي
خاطرات زايمان
ني ني سايت
مامي سايت
ني ني به به
سايت كودكان
كودك شيرين من(وبلاگ آموزشي)
شهرزاد(راهنماي پدر و مادرها)
آشپزي براي كودكان
**عسل بانو و امير سام كوچول موچولو
مامان شب تاب و ني ني جون
ري را جون
مامان روشن و هليا خوشمله
نوشته هاي من براي غنچه كوچكم( گلي بانو)
**مامان سارا و آرشيدا نانازي
خانواده كوچك من(ساناز بانو)
يه جاي دنج
مامان نازي و جوجه كوچولوش
مامان پرستو و درسا ناناز
مامان الميرا و ويونا نانازي
**مامان آزيتا و سوشيانس گل
مامان ليلا و آراد كوچولو
مامان دردانه و كيان كوچولو
خاله هستي
مامان پروين و كياراد كوچولوش
كياراد كوچولو ( اختصاصي)
گوبولي و پسر كوچولوش
مامان هاله و ارشيا گلي
فاطمه جون(پرچين خيال)
مامان بهاره و نيكان كوچولو
مامان مهسا و ملينا نانازي
مامان مريم و امير فربد گل
مامان نگار و الينا نانازي
مامان الهه و آنيتا ناناز
مامان عسل و رادين كوچولو
مامان بهاره و امير كوچولو
مامان شهناز و عبدالرحمن و عامر خوشمله
مامان مهسا و ترمه نانازي
مامان سوده و ايلياي ماماني
سرزمين من( D&d)
الهام بانو
سپيده بانو
مامان فيروزه و آرين كوچولو
مامان گلبانو و شازده پسمل
مامان سمانه و رونيكا نانازي
ني ني نازي( صبا جون)
تراوشات يك مغز خالي(فاطمه جون)
مكاپ ( فاطمه گل)
تمام آچه دوست مي دارم( رز عزيز)
مامان بزرگ و بابا بزرگ نيكا كوچولو
ني ني آرتين
مامان ليلي و آراز قهرمان
مامان سحر و تنديس نانازي
هلن عروس هيتاسب
ماماني و غزل خوشمله
مامان فريبا و ايليا توپولي
الناز (آواز دهل)
يك زندگي تازه
مامان توت فرنگي و ني ني تو راهي
خاطرات من و همكارانم در اداره
مامان آزاده و ماهان كوچولو
مامان مونا و رادين كوچولو
چهل قصه
فاطمه بانو (گاهی در شب)
مامان نازي و ني ني تو راهي
دختر شيرين ما
مادر خانومی و ملوسک خوشگل

 

 

 

 

RSS 2.0