|
*چند روزه كه جوجه كوچولوم مريضه.يه عفونت ، اومده سر وقت دختركم.2 روز اول تب داشت و خيلي بي حال بود.لب به غذا هم نمي زد.اما خدا را شكر از ديروز بعد از ظهر حالش خيلي بهتر شده.سرحال اومده و غذا مي خوره.
*چند روزه كه مامانم اومده پيشم.ازش خواستم اين چند روز پيشم باشه تا بتونم كاري كه قبلا گفته بودم را انجام بدم.كار كردن با هلن خيلي سخته.اون بچه است و دائم دلش بازي و توجه مي خواد.که حق طبیعی اشه.در حاليكه كار من يه كاريه كه تمام فكر وذهن و تمركز آدم را مي طلبه.دوست ندارم يه كار شرتي پرتي تحويل مردم بدم.دوست دارم هركسي كارم را ورق بزنه ازش تعريف كنه.به هرحال چند روزه كه به مدد مامانم هم من مي تونم كار كنم و هم هلن تنها نيست. اين روزا هلن فقط شبها كه تو اتاق ما مي خوابه از مامانم جداهست وگرنه كل روز با مامانم مشغول بازيه.بنده خدا بابام كه اين روزا به خاطر ما تو خونه تنهاست.بي مامانم.
*امروز عموي هلن از كربلا برگشت.هلن صاحب يه عروسك آوازخوان شد.يه كوچولو از ديدن عروسك تعجب كرده.
*كار دندانم اگه خدا بخواد تمام شد.ببينم از هفته ديگه مي تونم برم تعليم رانندگي.سه هفته است كه شهريه ام را دادم اما هنوز به خاطر دندانم سر كلاسها نرفتم.احتمالا آخر ماه رمضان اين كار امكان پذير مي شه.
*پنجشنبه افطار خونه مادر بزرگم دعوتيم.خوشحالم.چند سال بود كه افطاري خونه مادر بزرگ تعطيل شده بود.ايشالا كه مادربزرگم هميشه صحيح و سالم باشه و سفره افطاريش به پا.خدا كنه كه هلن با كسي غريبي نكنه و بهش خوش بگذره.اونجا همه دوستش دارند و يار بازي زياد داره.اگه غريبي نكنه و باهاشون بسازه.
*هلن اين روزا خيلي شيطون شده.نمي دونم بدون مامانم مي تونم از پسش بر بيام يا نه.تا روتو بر مي گردوني مي بيني كه يه گوشه را گرفته و داره مي ره بالا.خودش را از مبل بالا مي كشه. پا كه مي شه مي خواد از پشتي مبل هم بالا بره.
*كل خونمون را به خاطر هلن پوشونديم از فرشهاي رنگ ووارنگ.صد رحمت به خونه قمر خانوم.از اين به بعد هر وقت ديگه جايي را آشفته بازار ديديد ياد من بيافتيد و بگيد خونه ساناز خانوم جاي خونه قمر خانوم.
*اين روزا آنقدر همسري را كم مي بينم كه بهش پيشنهاد استخدام يه منشي را دادم كه اون گوشه موشه ها براي ما هم يه قرار ملاقات فيكس كنه.بنده خدا من و بنده خدا همسري كه همش مشغول كاره.
تو اين مدت از بس مشغول اين كار لعنتي بودم كه حسابي از دختركم غافل شدم.آنقدر كه امشب احساس كردم در عين حال كه پيشم هست و هر ثانيه مي بينمش اما چقدر دلم براش تنگ شده.
دخترم ، عزيزم،گل كوچولو ي من ببخش من را كه آنقدر تنهات گذاشتم.ببخش كه با تونيستم.اما همه اين تلاشهاي كوچولویی كه تازه شروع شده براي اينه كه يه روز وجود من شادت كنه.كه روزي بهم افتخار كني.دوست دارم روزي از اينكه من مادرت باشم شادت كنه نه اينكه از وجودم خجالت زده بشي.
عزيزكم ازت ممنونم كه هستي،كه وجو داري ، كه خوب هستي.ازت ممنونم كه وجودت را براي من به ارمغان آوردي.معجزه خداي مهربان من هميشه باش.هميشگي باش.
نمي خواستم عكس بگذارم اما در عين حال هم نتونستم از خير اين عكس ها بگذرم.دوستدارم تو وبلاگم يادگاري باشه.

اولین تجاوزات به وسایل مامان و بابا.سیم شارژ موبایل من از قرار خیلی خوشمزه است.( این زانو بندها که پای هلنه برای بچه هایی که تازه چهار دست و پا شده اند خیلی خوبه.از زخم زیلی شدن نجاتشون می ده.قابل توجه مامان ها.)

اولین ایستادن های جوجه کوچولو .

پانوشت: دارم رو ترس هام کار می کنم . هلن از آزادی که پیدا کرده سر حال تره.دعا کنید موفق بشم.
|