|
سلام سلام صد تا سلام
امشب شب 2 ماهگي عروسكمه.هر روز به دختركم نگاه مي كنم و هر روز اين سوالو از خودم مي پرسم كه واقعا اين عروسك دختر منه؟ يعني خدا آنقدر منو دوست داشت كه اين فرشته را به من داد؟؟ نكنه دارم خواب مي بينم؟ يه خواب شيرين.نكنه يهو از خواب بيدار بشم و ببينم اين خوشبختي تنها رويا بوده؟ خدايا اگه روزي 100هزار بار هم شكرت كنم جايگزين اينهمه محبتي كه در حقم كردي نيست.چه جوري بايد اين مهرباني و بزرگيتو جبران كنم ؟
خدايا اگه هنوز پيشت آبرويي دارم ازت مي خوام كه اين لطف و مهربونيتو از هيچ زني دريغ نكني.تازه مي فهمم مادر شدن چقدر لذت بخشه.
تو اين مدت دختركم كارهاي زيادي انجام داد كه بعضي از آنها واقعا براي سنش زوده.
اولين ذوق كودكانه اش را روز 29 بهمن با يه خنده بلند و صدا دار نشون داد. گاهي وقتها وقتي دمر مي خوابونمش رو زمين تا دل دردش خوب بشه ، با تمام قوايي كه داره سعي مي كنه خودش را از اون حالت نجات بده .گاهي همچين پاهاشو مياره بالا يا به دستاش فشار مياره براي بلند شدن كه حسابي متعجب ميشم.آخهاين كارها هنوز براي يه بچه يكي دوماهه زوده.جديدا هم كه وقتي شبها مي ذارمش تو تختش و هميشه هم وسط تخت مي خوابونمش ، نصفه هاي شب مي بينم كه يه صداهايي مياد.نگاه كه مي كنم مي بينم آنقدر دست و پا زده كه خودشو رسونده به يكي از ديواره هاي تختش و هر بار كه دستشو تكون مي ده به ديواره تخت كشيده مي شه و صدا مي ده. خلاصه كه عروسكم داره يواش يواش براي خودش خانومي ميشه.داره بزرگ ميشه و چقدر لذت بخشه كه آدم بزرگ شدن و رشد كردن عزيزترين موجود زندگيشو به چشم ببينه.اما باز هم مي گم و هر بار مي نويسم كه چقدر دلم براي زماني كه دخترك تو شكمم بود تنگ ميشه.چقدر هواي تكون هاشو مي كنم.اون لگدهاي جون دار و بي جوني را كه با اون پاهاي كوچولوش به شكمم مي كوبيد.چقدر دلم براي اون زمان هايي كه تو تنهايي هام باهاش حرف مي زدم تنگ شده. اما الان دختركم از كنج دلم اسباب كشي كرده به ته دلم.جايي كه تنها و تنها مال خودشه و هيچكس نمي تونه جاشو به هيچ طريقي بگيره.
دختركم ، عروسكم 2 ماهگيت مبارك.شايد روزي اين نوشته هارا بخوني كه مني وجود نداشته باشم.اما بدون گرمايي كه وجودت به زندگيم داد تمام سردي ها را از بين برد.بدون كه تنها با صداي آروم نفسهات آرامش مي گيرم .از خدا مي خوام كه اين نفسها را هيچوقت نه از من و نه از پدرت نگيره.
عزيزكم آنقدر دوست دارم كه هيچ مقياسي را براي اون نمي تونم پيدا كنم.اما اينو بدون با اينكه تو عزيزترين هستي اما پدرت برام عزيزتره ، كه اگه اون نبود تويي هم وجود نداشتي.پس اول از خدا به خاطر وجودت تشكر مي كنم و بعد از او.
آقاي شيك ، همسر مهربون و با وفام ازت براي همه چيز اين زندگي خوب ممنونم و به خاطر هديه ايي كه بهم دادي هميشه متشكرت مي مونم و سر تعظيم براي تمام محبتهايي كه در حق من و دخترمون مي كني ، فرود مي آرم.از خدا مي خوام كه هميشه سايه ات بالاي سر ما باشه.
|