|
سلام سلام صد تا سلام
امروز اصلا تصميم به آپ كردن نداشتم چون تو اين چند روزه به طور اساسي سرما خورده بودم و حتي توان تكون دادن كلمو هم نداشتم چه برسه به اينكه بتونم پشت كامپيوتر بشينم.اما امروز كه اومدم كامنتامو ببينم يه خبري رو خوندم كه اصلا نمي دونم چه جوري بايد خوشحاليمو از اين خبر عنوان كنم. البته از اين خبراي خوب تو هفته گذشته بازم بود كه براي هركدوم به نوبه خودش كلي ذوق كردم.و اما خبر:
امروز خبر پيوستن فاطمه عزيز و به جمع مامانهاي منتظر خوندم كه كلي به خاطرش خوشحال شدم .البته مامان شدن ساراي گلم كه سر جاي خود دارد همينطور توت فرنگي مهربون.
خلاصه كه امروز خوشحاليم خيلي خيلي با خبر مامان شدن فاطمه جون بيشتر و بيشتر شد.
دوستهاي گلم اميدوارم قدم ني ني هاتون براتون هزار بار مبارك باشه و دوران حاملگي خوبي داشته باشيد.حسابي از خودتون پذيرايي و استراحت كنيد تا ني ني هاي نازتون جاشون محكم بشه و به سلامتي بپرن تو بغلتون.
خدايا بزرگيتو شكر مي كنم كه اجازه نمي دي دلهاي مهربوني مثل دلهاي دوستاي من روشون غبا رغم بشينه.خدايا شكرت كه لياقت مادري رو در وجود دوستاي من پروروندي و هديه الهيتو به اونها عطا كردي.
خداياي مربونم من كوچكتر از اوني هستم كه تو حتي بخواهي به حرفام گوش بدي ولي به حق همين هديه هايي كه تو دلامون دارنزندگي مي كنند قسمت مي دم كه نگذاري هيچ زني غم نداشتن هديتو تو دلش احساس كنه و خداي عزيزم باز هم قسمت مي دم به موجودات دوستداشتني تو دلامون كه خودت حافظ و نگهدار ني ني هاي دوستام و فسقل بانوي خودم باشي تا به سلامت پاهاي كو چولوشون رو تو اين دنيا بذارند و باعشق و مهربوني رشد كنند.
......................................................................................
راستي ديروز نازي عزيزم هم قرار بود مامان بشه و دخمل نازش به دنيا بياد .البته هنوز خبر خيلي دقيقي ندارم كه اين اتفاق خوب افتاده يا نه اما نازي گلم اميدوارم دخمل زيبات به سلامتي به دنيا بياد و زايمان راحتي داشته باشي.
اما تو هفته گذشته پسمل خوشگل مامان ليلا به دنيا اومد كه از همين جا بهش هزار بار تبريك مي گم .ليلا جون اميدوارم قدم نو رسيدت مبارك باشه و با خوشي و سلامتي سالهاي سال با همديگه زندگي كنيد.
ديديد گفتم هفته پيش چه هفته خوبي بود .خدارو شكر همش خبراي خوب بود كه بهم مي رسيد كه اميدوارم اين اخبار خوب همينطور ادامه پيدا كنه.
.....................................................................................
اين چند روزه من و همسري هر دو حسابي مريض بوديم و به همين خاطر فسقل بانو هم انگار يه كوچولو بي حال شده و كمتر ورجه وورجه مي كنه .البته 3 -4 روز مقاومت كردم و رو به طب سنتي آوردم تا دارو نخورم اما نشد كه نشد و در يك جدال تن يه تن با سرما خوردگي شكست خوردم و مجبور شدم در كمال نارضايتي به خوردن آنتي بيوتيك تن در دهم.الان يه كوچولو بهتر شدم اما از قرار امروز كه با همسري تلفني صحبت مي كردم اون بدتر شده.خدا كنه زودتر خوب بشه چون من حاظرم هزار بار مريض بشم اما مريضي آقاي شيك رو نبينم.
راستي پتوي فسقل بانو هم يواش يواش داره كامل ميشه .قول مي دم اينبار بلاگفا رو شكست بدم و عكس پتو رو براتون بذارم.
.............................................................................
پرستوي عزيز چرا نمي شه بارت كامنت گذاشت؟ حال وبت خوبه خانومي؟
|