|
سلام سلام سلام
بعد از مدتها دوري دوباره برگشتم. واي نمي دونيد چقدر تو اين مدت دلم لك زده بود كه كه بيام به شما دوستاي گلم سر بزنم.خدا رو شكر كه از اين به بعد هر روز مي تونم اين كار و انجام بدم.از همتون ممنونم كه تو اين مدتي كه نبودم آنقدر بهم سر زديد ، آنقدر نگران حال فسقلي بوديد و ... كه البته فسقلي و آقاي شيك و من هم تو اين مدت خوب بوديم و به خاطر اين سوخت و سوز كامپوتر بيشتر از سابق در جوار همديگه به سر برديم.
راستش اگه مي دونستم تو اين دنياي مجازي آنقدر زود دوستايي به اين خوبي پيدا مي كنم كه بدون اينكه همديگر به خوبي بشناسيم براي هم دلتنگ يا نگران مي شيم شايد الان از سردمداران وبلاگ نويسي بودم.خوب برسيم به اينكه چرا اينهمه تاخير داشتم؟
تو اون يكي پستي كه گذاشتم كه كلي هم هول هولكي بود ، گفتم كه پاور كامپيوتر بر اثر قطع و وصل برق سوخت ولي زهي خيال باطل .چون وقتي اين پسر الكترونيكي رو برديم درمانگاه تعميرش كنيم تازه كاشف به عمل اومديم كه كامپيوتر به نحوي تركيده! خلاصه درمون كردن اين آقا پسر به جز يك ماه كار نزديك صد و خورده ايي هم خرج رو دستمون گذاشت كه در اينجا واقعا بايد به وزير نيرو با اين طرح هاي بسيار بسيار موثرش دست مريزاد گفت. برگشتيم به دهه 60 كه تو دوران جنگ هر روز برق خونه ها قطع مي شد وهمه روز به روز پيشرفت مي كنند ولي ما روز به روز پس رفت. يكي نيست بگه آخه بابا دنبال طرحهاي درست و حسابي باشيد نه اينكه با قطع و وصل دم به دقيقه برق تمام وسايل زندگي مردمو كه با خيلي هاشون با هزار بدبختي و قرض و قوله خريده شده مثل كامپيوتر ما بتركونيد.
بهتر از اين حرفها بگذريم. تو اين مدت آنقدر اتفاقات مختلف افتاده كه اگه بخوام بنويسم اووووووووووووووهه بايد چهار روز وقت بگذاريد و بخونيد.
*تو كامنتهايي كه برام گذاششته بوديد ، بابايي سام كوچولو منو به بازي دعوت كرده بود كه با وجود تاخيري كه داشتم ولي اونو خيلي دوست داشتم و راستش ذوق هم كردم چون اولين بازي كه تو اون شركت مي كنم.مرسي بابايي سام كوچولو.
* راستي شیلا مامان نیما شیر پسر خوبم و خاتون عزيز و روشن گلم اولين روز مادر به من تبريك گفته بودند كه از لطفشون خيلي ممنونم و با خوندنكامنتشون كلي كيفور شدم.
* واي واي واي داشت خبر مهم يادم مي رفت. امروز آقاي شيك به همراه يه گروه تئاتر در جشنواره تئاتر بانوان اجرا دارند كه آقاي شيك اولين اركستر خودشو رو صحنه مي بره . آقاي شيك عزيز و گلم ، از ته ته دلم آرزو دارم كه تو اين جشنواره هم اجراي خوبي داشته باشي و هم تو جايزه بهترين موسيقي و ببرييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي و بدون من و فسقلي همه جا و در هر صورت عاشقتيم و بهت افتخار مي كنيم عزيزم. مي دونم دوستاي گلم هم براي موفقيتت دعا مي كنند.
ساناز نوشت: حيف كه من تا 2شنبه مجبورم صبر كنم بعد برم اجراي آقاي شيك و ببينم چون امروز محل اجراشون سمت تهران پارس و من نمي تونم برم.اما ته ته دلم كلي افسوس و صد افسوس مي خورم كه امروز اونجا نيستم.
حالا برسيم به بازي.
قوانین بازی به این ترتیب هست که اول ده تا چیز که دوست داری،بعد ده تا چیز که دوست نداری و بعد هم دعوت از ده نفر برای ادامه بازی.
10 چيزي كه من دوستشون دارم.
1- فيلم ديدن به خصوص سنماي فرانسه رو خيلي دوست دارم.
2- عاشق عكاسي كردنم و هر جا برم سعي مي كنم دوربنمو ببرم.
3- عاشق گوش دادن به موسيقي متن فيلمها هستم.
4- عاشق مسافرت كردنم به خصوص با يه آقاي شيك.
5- دوست دارم تو تابستون زير باد كولر بشينم و ميوه هاي تابستوني بخورم و از لحظه هام لذت ببرم.
6- عاشق كتاب خوندنم به خصوص كتابهايي كه فيلمهاشون رو هم ديده باشم.
7- خريد كردن و خيلي دوست دارم.
8- دوست دارم هر وقت مي رم خونه مامانم طبق معمول تو خونه بند نشيم و بريم بيرون و با هم قدم بزنيم.
9- عاشق جاده هاي صاف و بي انتهام البته به جز جاده چالوس.
10- همه چيزهايي كه برام لذت بخش باشه رو دوست دارم حتي اگه اين لذتها كوتاه و گذرا باشه.
10 چيزي كه دوستشون ندارم.
1- از آدمهايي كه دوست دارن رو سر آدم و زندگيش هوار بشند.
2- از آدمهاي دروغگو متنفرم.
3- از سرزنش شدن و تحقير شده بدم مي آد.
4- از فصل زمستون متنفرم.
5- از اينكه تموم هفته رو كنج دل خونه بدون هيچ بيرون رفتني بگذرونم و مجبور باشم با در و ديوار دست و پنجه نرم كنم بيزارم به خصوص تو زمستون.
6- از جاده چالوس بدم مي اد.
7- از طلا خوشم نم ياد.
8- از اينكه موقع خريد كردن به خودم بيام و ببينم پولام تموم شده متنفرم.
9- از دوستاي سو استفاده گر بيزارم.
10- از اينكه وسط وبلاگ نويسي يهويي كارتم تموم بشه و با يك اردنگي از نت بيفتم بيرون يا اون وسط مسط ها برق بره ، بدم مي آد.
منم دوتامو به اين بازي دعوت مي كنم.
شيلا مامان نيما شير پسر
روشن عزيز
آبينه عزيز
خاتون گل
نداي يادداشتهاي من
شيلاي بهشت كوچكي به نام خانه ما
|